پیوند ها
ورد و قابل ویرایش
27 صفحه
منبع دارد
در تمامی ادیان و فرقه های توحیدی و ییرتوحیدی همواره راه های متعددی برای رسیدن به بالاترین نقطه کمال انسانی پیشنهاد شده که یکی از آن ها تمرکز روی ذهن به منظور خاموشی و تخلیه آن از زواید و فرعیات دنیوی است. این چنین مقولاتی در بخش عرفانی هر مکتب مورد کندوکاو قرار می گیرند. در دین اسلام ، عرفان جزیی از کل است که هر مبحثی در آن در راستای یکتاپرستی و رسیدن به حقتعالی و درک اوست . ولدی در مکتدب غیرتوحیدی بودایی ، عرفان عنصری ذاتی واصلی می باشد. با توجه به این که مولانا شاعرو عارفی معتقد به اسلام به عنوان کامل ترین و آخرین دیدن توحیدی و بودا معتقد به سیستمی غیر توحیدی است و این که هر کدام مربوط به مکان و دوره ای متفاوتند ، هدف این پژوهش آنست که با بررسی تطبیقی آرای این دو بزرگوار در باب تمرکز و تخلیه ذهن به نقطه یا نقاط مشترکی برسد . ضرور این بحث از آن جا نشات می گیرد که بدانیم : ایران اسلامی امروز نه تنها از مدرنیته دور نمانده بلکه با سرعتی رعدآسا در ان وارد شده است.
مردم جامعه که خواسته یا ناخواسته درگیر اضطراب و تنش های ناشی از ماشینیسم شده اند برای دست یابی به اندکی آرامش یا پرکردن خلاء معنوی به سیل عرفان های مدرن نوظهور و مکاتب فکری حتی انحرافی روی می آورند که این مورد برای کشوری با سابقه طولانی و درخشان در دین و عرفان چندان غرور آفرین نیست . صرف نظر از سلایق مختلط که باعث جذب به سیستم های فکری دیگر می شود ، درست شناسانده نشدن عرفان ایرانی و اسلامی و عدم کالبد شکافی عمیق ، آن را در ابهام باقی گذارده است . بنابراین با مقایسه یکی از جنبه های بی شمار عرفدان ایرانی و اسلامی با عرفان بودایی که در بسیاری از مناطق جغرافیایی بسط یافته می توان علاوه بر یافتن اهداف مشترک به همزیستی مسالمت آمیز و عدم تعارض بین ادیان و مکاتب اشاره کرد و هم جامعیت عرفان ایرانی را چه در زمینه آرامش بخشی جسم و روح و چه در زمینه کاستن کمبودهای معنوی بیش از پیش خاطر نشان ساخت.